وای خدایا امروز Ú†Ù‡ روز بدی بود ÙˆØØ´ØªÙ†Ø§Ú© ترین روز زندگیم
وسط خیابون داشت گریه Ù…ÛŒ کرد Ùˆ من با نهایت سنگدلی نگاش Ù…ÛŒ کردم نمی دونم چرا اینقدر بی رØÙ… شده بودم نمی دونم چرا از اولش شروع کردم اصلا Ù�کر نمی کردم جدی باشه یه موقعی Ù�همیدم Ú©Ù‡ کار از کار گذشته بود کاش Ù…ÛŒ زد زیر گوشم کاش بهم Ù�ØØ´ میداد کاش زیر لگد منو له Ù…ÛŒ کرد ولی اون Ù�قط اشک ریخت Ùˆ من هر Ú†ÛŒ تونستم بهش Ú¯Ù�تم هر Ú†ÛŒ از دهنم در اومد چقدر ÙˆØØ´ØªÙ†Ø§Ú© بود وقتی داشتم داد Ù…ÛŒ کشیدم Ùˆ اون اشک Ù…ÛŒ ریخت آدمها نگاهمون Ù…ÛŒ کردن چقدر بد بود.ولی باید تموم میشد من اون کسی نبودم Ú©Ù‡ اون Ù…ÛŒ خواست من متعلق به اون نبودم هیچ وقت هم اونو مال خودم ندونستم.من هنوزم گوگولیم تا همیشه هم گوگولی Ù…ÛŒ مونم.
آنسوی هر Ú†Ù‡ ØØ±Ù� Ùˆ ØØ¯ÛŒØ« امروز همیشه سکوتی برای آرامش Ùˆ Ù�راموشی ما باقیست....
وسط خیابون داشت گریه Ù…ÛŒ کرد Ùˆ من با نهایت سنگدلی نگاش Ù…ÛŒ کردم نمی دونم چرا اینقدر بی رØÙ… شده بودم نمی دونم چرا از اولش شروع کردم اصلا Ù�کر نمی کردم جدی باشه یه موقعی Ù�همیدم Ú©Ù‡ کار از کار گذشته بود کاش Ù…ÛŒ زد زیر گوشم کاش بهم Ù�ØØ´ میداد کاش زیر لگد منو له Ù…ÛŒ کرد ولی اون Ù�قط اشک ریخت Ùˆ من هر Ú†ÛŒ تونستم بهش Ú¯Ù�تم هر Ú†ÛŒ از دهنم در اومد چقدر ÙˆØØ´ØªÙ†Ø§Ú© بود وقتی داشتم داد Ù…ÛŒ کشیدم Ùˆ اون اشک Ù…ÛŒ ریخت آدمها نگاهمون Ù…ÛŒ کردن چقدر بد بود.ولی باید تموم میشد من اون کسی نبودم Ú©Ù‡ اون Ù…ÛŒ خواست من متعلق به اون نبودم هیچ وقت هم اونو مال خودم ندونستم.من هنوزم گوگولیم تا همیشه هم گوگولی Ù…ÛŒ مونم.
آنسوی هر Ú†Ù‡ ØØ±Ù� Ùˆ ØØ¯ÛŒØ« امروز همیشه سکوتی برای آرامش Ùˆ Ù�راموشی ما باقیست....
